در ابتداي بعثت پيامبر، شيوخ يكي از قبايل نزد پيامبر آمده و گفتند ما مي خواهيم اسلام بياوريم و جامه اسلام بپوشيم و به جامعه اسلامي بپيونديم فقط شرطي داريم و آن هم اينكه ما را از خواندن نماز معاف كنيد و از ما انتظار نماز خواندن نداشته باشيد. احتمالآ اگر پيامبر از تساهل و تسامح به سبك دوم خردادي بهره اي داشت به گرمي آنها را مي پذيرفت و به آيين خاتمي (مترسك اصلاحات) دست آنان را مي فشرد و حتي با زنان آنها دست مي داد و مي گفت اهلآ و سهلآ.

اما پيامبر اسلام آنان را نپذيرفت. زيرا نماز از اركان دين توحيدي اسلام است. پيامبر براي رشد و گسترش اسلام حاضر به قرباني شدن اصول نبود. در حالي كه امروز ابطحي (مليجك اصلاحات) در مصاحبه با جهان نيوز با صراحت و گستاخي اعلام مي كند كه ما اصلاح طلبان ( بخوانيد قدرت طلبان و ولنگاري خواهان ) در سياست كاملآ عملگرا هستيم و هرطور به نفع مان باشد عمل مي كنيم به طور مثال وقتي لازم باشد رفسنجاني را نقد مي كنيم و از قطار اصلاحات بيرون مي كنيم و او را عاليجناب سرخ پوش مي ناميم و وقتي لازم باشد زير علم او سينه مي زنيم. مهم ترين ويژگي جريان دوم خرداد همين بي اصولي آنهاست. در واقع اصول آنها با جهت باد تعيين مي شود. به اين معنا پوپوليست واقعي آنها هستند كه به جاي پي گيري اصول و آرمان هاي انقلاب، سوار بر امواج مي شوند و البته اين امواج را نيز خودشان به وسيله روزنامه هاي زنجيره اي خود ايجاد مي كنند و اصولآ روزنامه زنجيره اي ابزار پوپوليست هاست.
قطار اصلاحات هر ننه قمري كه تازه خواندن و نوشتن ياد گرفته بود و خود را روشنفكر و منتقد مي ناميد سوار كرد و ثمره آن امروز مشاهده مي شود كه همه دوم خردادي ها به جان هم افتاده اند و دچار تفرقه شده اند. تاج زاده به خاطر اظهاراتش در حزب خود توبيخ مي شود. گنجي و زيد آبادي و سحابي و عبدي به جان هم مي افتند و هر كدام براي خود تئوري بافي مي كند و به راه خود مي رود. كروبي (شيخ اصلاحات) خود را محور اصلاحات مي داند و ساير دوم خردادي ها او را مسخره مي كنند و ...
جريان اصول گرايي بايد مواظب باشد تا در اين دام نيفتد. اگر اصول گراها هر كسي را به راحتي سوار قطار اصول گرايي كنند به سر نوشت مفتضحانه امروز دوم خرداد مبتلا مي شوند. اصول گرايي اصول و چارچوبی براي فعاليت سیاسی دارد.

هركس در چارچوب اصول انقلاب عمل كرد اصول گراست. هر كاپشن پوشي اصول گرا نيست.
وبلاگ واژگون