اخيرآ اختلاف جريان اصول گرا با قوه قضاييه و شخص رفسنجاني بر سر مساله موسويان براي خيلي ها جالب شده است كه سر انجام اين داستان چه خواهد شد. رهبري از يك طرف دولت نهم را مورد حمايت قرار مي دهند و بر مبارزه با مافياي قدرت و ثروت تاكيد مي كنند و از طرف ديگر رئيس قوه قضاييه نيز توسط ايشان منصوب مي شود و البته فراموش نشود كه شخص رهبري همواره انتقادات فراواني به جريان كارگزاران داشته اند. حال براي اين دوستان جالب شده است كه در اين نزاع، رهبري كدام سمت را حمايت خواهد كرد؟

بايد روساي موسويان را محاكمه كرد
به اينكه سرانجام اين داستان چه خواهد شد كاري ندارم. مگر سرانجام كرباسچي و دانشگاه هاوايي و دانشگاه آزاد و تخلفات شركت نفتي پترو پارس (بهزاد نبوي) چه شد؟ خوب اين هم مثل بقيه. اگر هم بخواهم درباره آن اظهار نظر كنم مسلمآ چون من به رفسنجاني و خاتمي اعتماد ندارم و به حسن نيت و صداقت آنها مشكوكم حق را در اين داستان به آنها نخواهم داد. قبلآ هم در مطلبي اين نكته را مطرح كرده بودم كه بين رفسنجاني و خاتمي تفاوتي قائل نيستم و معتقدم كه كارگزاران زير بناي مشاركت است. رفسنجاني پول مي دهد و خاتمي حرف مي زند. دستگاه قضاي شاهرودي هم ويرانه تر از آن است كه قابل اعتماد باشد. اگر قرار است كه موسويان، محاكمه و مجازات شود قبل از او بايد خاتمي و دستگاه ديپلماسي او محاكمه شود كه جاسوس ها را براي مذاكره بر سر مسائل هسته اي بر سر ميز مذاكره مي فرستد. رفسنجاني هم كه همچنان از پشت پرده عمل مي كند و به اين راحتي دم به تله نمي دهد. به نظر می رسد دولت نهم بیش از حد خود را در گیر مسائل می کند. بهتر است احمدی نژاد نیز راه مصلحت اندیشی را در پیش گیرد و برای خودش حزب راه بیاندازد و روزنامه زنجیره ای چاپ کند و با دخترکان ایتالیایی گفتگوی تمدن ها کند. ما هم برایش سوت و کف می زنیم تا بدین ترتیب مملکت آباد شود.
آقايان قوه قضاييه به درستي موسويان را تبرئه كردند زيرا او تنها اجرا كننده دستورات افراد مرعوب و ترسويي چون خاتمي بوده است. قبل از محاكمه جاسوس كوچكي چون موسويان بايد روساي او را محاكمه كرد كه افرادي خود باخته هستند و نه تنها اطلاعات محرمانه بلكه حاضرند تمام حيثيت كشور را دو دستي تقديم دشمنان كنند.
-----------------------------------------------------------
اين " جمهوري اسلامي" كه مي گويند كيست؟
حال مي خواهم از اين مطلب نتيجه گيري ديگري كنم و نشان دهم كه ضد انقلاب ها و قرتي ها چقدر حرف هاي متناقض مي زنند. منتقدين و مخالفين جمهوري اسلامي هر بار با يك بهانه جديد جمهوري اسلامي را مورد حمله قرار مي دهند، گاه خودشان متوجه نيستند كه انتقاداتشان متناقض مي نمايد. به طور مثال سيستم حكومتي در جمهوري اسلامي همواره توسط اين افراد متهم مي شود كه سيستمي ديكتاتوري است اما گاهي اين گفته خود را فراموش مي كنند و جمهوري اسلامي را از آن جهت كه در آن نهادهاي موازي قدرت و نا هماهنگ وجود دارد مورد انتقاد قرار مي دهند. وقتي اين اختلاف سليقه ها و اختلافات در درون جمهوري اسلامي وجود دارد و ذهن اين دوستان ضد انقلاب و ضد جمهوري اسلامي را به خود در گير مي كند پس تلويحآ اين دوستان بايد به اين مساله اعتراف كنند كه جمهوري اسلامي را حكومتي متكثر مي دانند كه در آن جريان هاي زياد با سلايق مختلف وجود دارند و اين به هيچ وجه خصلت يك حكومت ديكتاتوري نيست. جمهوري اسلامي ملغمه اي است كه در آن همه چيز يافت مي شود : شهادت طلب، سكولار، رانت خوار، جاسوس هسته اي، آرمان خواه، قاضي مصلحت انديش، جريانات غرب زده، جريانات اصول گرا و ... دم زدن از وجود نهادهاي موازي و نا هماهنگي ميان نهاد هاي سياسي ( كه به واقع از مشكلات جمهوري اسلامي است و من نيز بدان معتقدم ) اين فرضيه را ابطال خواهد كرد كه جمهوري اسلامي يك حكومت توتاليتر است كه تمام تصميماتش را در جهت حفظ و بقاي قدرتش با هم هماهنگ كرده است. اگر در همين اختلاف پيش امده سر پرونده جاسوسي جناب موسويان، شخص رهبري دخالت مستقيم كند و از يك طرف ماجرا حمايت كند مسلمآ ضد انقلاب ها و قرتي ها دوباره جمهوري اسلامي را متهم به ديكتاتوري خواهند كرد. اگر رهبري شخصآ در اين قضيه دخالت كند آنگاه مي توان تشخيص داد كه گروهاي داخلي و طرفين نزاع چقدر حاضر به اطاعت از تصميمات شخص ولي فقيه هستند. به هر حال شخص رهبري نشان داده اند كه در موارد لازم و بحراني خود مستقيمآ وارد عمل مي شوند و در ساير موارد تصميم گيري را به روند جاري خواهند سپرد. نكته ديگري كه برايم جالب بود اين است كه درون تاكسي ها شنيده مي شد كه برپايي طرح مبارزه با مفاسد اجتماعي قبل از سهميه بندي بنزين به اين دليل بوده است كه قبل از سهميه بندي مردم را بترسانند. گويي در جمهوري اسلامي يك اتاق فكر وجود دارد كه رهبري و وزير نفت و رئيس نيروي انتظامي در آن نشسته اند و با هم تصميم گرفته اند كه قبل از سهميه بندي مردم را سركوب كنند!!! اتفاقآ مشكل همين جاست كه چنين اتاق فكري وجود ندارد كه همه چيز را با هم هماهنگ كند. براي خود من هميشه سوال بوده است كه وقتي گفته مي شود جمهوري اسلامي فلان كار را كرد و فلان تصميم را گرفت اين جمهوري اسلامي كيست؟ سيد علي خامنه اي؟ اكبر رفسنجاني؟ ميرحسين موسوي؟ احمد توكلي؟ حداد عادل؟ كروبي؟ خاتمي؟ ابطحي؟ ميردامادي؟ شكوري راد؟ الهام؟ شاهرودي؟ الله كرم؟ مهاجراني؟ مصباح يزدي؟ جوادي آملي؟ سروش؟ زنگنه؟ جزايري؟ كرباسچي؟ چمران؟ جنتي؟ شاهرودي؟ موسويان؟ لاريجاني؟ روحاني؟ مرتضوي؟ فلاحيان؟ ري شهري؟ محسني اژه اي؟ واقعيت اين است كه جمهوري اسلامي يك شخص نيست بلكه در جمهوري اسلامي جريانات متكثري در حال فعاليت است و هنر جمهوري اسلامي اين مي تواند باشد كه اين سلايق را در كنار هم جمع كند و با هماهنگي ميان سلايق مختلف و هماهنگي بيشتر ميان نهادهاي موازي به اهداف بلند مدت خود برسد.
تنها جرياناتي كه كاملآ قصد براندازي و سكولاريزاسيون ايران را داشته باشد بايد سريعآ از نهاد هاي قدرت كنار زده شود. دامنه جمهوري اسلامي آن قدر وسيع هست كه بتواند افرادي با سلايق مختلف را در خود جاي دهد البته تا جايي كه از اصول، چارچوب و آرمانهاي انقلاب خارج نشوند .
وبلاگ واژگون به قلم محمد الياس