هدف اصلی بررسی عوامل روانی-اجتماعی مرتبط با فرار دختران از خانه با تأکید بر مقایسه هوش هیجانی دختران فراری و عادی بود.

سازمان جهانی بهداشت سالانه بیش از یک میلیون نوجوان ۱۹-۱۳ساله از خانه فرار میکنند که از این تعداد ۷۴درصد دختر و ۲۶درصد پسر هستند مسئله فرار از خانه در بین دختران ایرانی در سالهای اخیر افزایش چشمگیر یافته است بر اساس گزارش نیروی انتظامی کشور سالانه ۶۰۰۰۰ دختر از خانه فرار میکنند که دامنه سنی آنان بین ۱۸-۱۵ سال میباشد بر اساس همین گزارش ۷۵درصد افراد فراری را دختران تشکیل میدهند. نوجوانانی که از خانه فرار میکنند وارد چرخه زندگی خیابانی میشوند و خطرات زیادی آنان را تهدید میکند.
مطالعات انجام شده در زمینه فرار نوجوانان بر پایه دو رویکرد نظری مهم استوار است رویکرد انگیزشی و رویکرد شخصیتی رویکرد انگیزشی، انگیزههای فرار زا خانه را مورد بررسی قرار میدهد در حالی که رویکرد دوم به بررسی ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی نوجوانان فراری میپردازد.
هومر معتقد است که بسیاری از دختران صرفاً به دلیل شرایط خانوادگی اقدام به فرار نمیکنند بلکه بیشتر در جستجوی هیجان هستند هومر این دختران را جستجوگران لذت مینامد. اینان به سوی مکانها و افرادی فرار میکنند که فعالیتهای بناشده در خانواده را برای آنان فراهم میسازند مانند روابط جنسی مواد و مشروبات الکلی و معمولاً جذب گروههای بزهکاری میشوند.
در مقابل نوجوانانی که از جایی فرار میکنند از یک حیطه مهم زندگی خود احساس ناخشنودی میکنند شرایط خانوادگی این نوجوانان غالباً آسیبزا میباشد به عنوان مثال مصرف مشروبات الکلی سوءمصرف مواد، سوءاستفاده جسمی یا جنسی یا مشکلات اقتصادی در این خانوادهها بیشتر مشاهده میشود.
هوش هیجانی (EQ) حوزهای نسبتاً جدید و رو به رشد در علوم رفتاری است در بررسی رفتارهای مشکلآفرین کودکان و نوجوانان بین هوش هیجانی و مشکلات درونریز و برونریز رابطه معناداری دریافتند.
به منظور اجرای پژوهش ۴نفره از کارشناسان زن مشاور انتخاب شده و پس از برقراری ارتباط با دختران پس از هماهنگی با مراکز سازمان بهزیستی و مدارس منتخب شهر تهران پرسش نامهها را تکمیل نمودند و نتایج را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دادند.
مقایسه سنی دختران فراری و گروه کنترل نشان داد که میانگین سن ختران فراری ۱/۱۷ و دختران عادی ۶/۱۶ سال بود ۴۵درصد دختران فراری دارای سابقه فرار از خانه بودند. ۷/۱۶ از دختران دارای سابقه فرار اولین بار در سن ۱۳سالگی و ۹/۳۸ در سن ۱۴سالگی و ۲/۲۲ در سن ۱۵سالگی ۱/۱۱ درصد در ۱۶سالگی و ۱/۱۱ در سن ۱۷ سالگی اولین بار از خانه فرار کرده بودند.
مقایسه تحصیلی والدین دختران فراری و گروه کنترل نشان داد که سطح تحصیلات پدر و مادر دختران فراری و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد.
۲۵درصد پدران فراری بیکار بودند در حالیکه ۷درصد از پدران عادی بیکار بودند. بر اساس یافتههای پژوهش بیش از ۷۵درصد دختران فراری از رابطه خود با پدرانشان ناراضی و ۶۴درصد دختران فراری از رابطه خود با مادرشان ناراضی بودند در حالیکه در مورد دختران عادی ۴۰درصد از پدران ناراضی و ۱۶درصد از مادران ناراضی بودند.
۸۵درصد دختران فراری توسط اعضای خانواده خود مورد آزار و اذیت جسمی قرار گرفتهاند در مورد دختران عادی ۲۶درصد بود ۴۴درصد دختران فراری مورد سوءاستفاده جنسی توسط اعضای خانواده قرار گرفتهاند.
۶/۱۷ توسط پدر و ۲/۴۱ توسط برادر و ۲/۴۱ درصد توسط سایر افراد مورد سو استفاده جنسی قرار گرفتهاند. ۷۳درصد دختران فراری اظهار نمودهاند که خانوادههایشان به نیازهای عاطفی آنها کمتر توجه میکنند.
۲۳درصد از دختران فراری توسط خانوادههایشان به انجام کارهای ناخواسته از قبیل خرید و فروش مواد رابطه جنسی و ازدواج مجبور شدهاند با توجه به یافتهها وضعیت تحصیلی دختران سابقه مردودی ۲۸ دارند و دختران گروه کنترل ۴/۱۱ درصد سابقه مردودی دارند دختران فراری در مقایسه با دختران عادی از هوش هیجانی پایینتر برخوردار میباشند.
بطور کلی نتایج پژوهش نشان داد که رفتار فرار از خانه یک پدیده چند عاملی است و مجموعهاز از عوامل خانوادگی مدرسه ای و روانشناختی منجربه فرار دختران از خانه میشوند. دختران فراری نسبت به اینده خود و حل مشکلات زندگیشان امید چندانی ندارند اعتماد به نفس ضعیفی دارند نمیتوانند از حق خود دفاع کنند و علیرغم رفتارشان رفتار مستقلانه ای ندارند برخلاف ظاهر مستقل بسیار وابسته و منفعل هستند خیلی سریع تسلیم خواستههای غیرمنطقی دیگران میشوند و در نهایت پیامدهای را تحمل میکنند
از آنجایی که فرار از خانه همانند سایر آسیبهای اجتماعی نتیجه عوامل متعدد میباشد برنامههای پیشگیری نیز باید چندسطحی بوده و تمام عوامل مداخلهگر و اهداف قرار دهند توانمندسازی روانی-اجتماعی دختران نوجوان از طریق آموزش مهارتهای زندگی و زمینهسازی برای ارتقای هوش هیجانی آنان در پیشگیری از پدیده فرار بسیار موثر خواهد بود.
علاوه بر این آموزش خانوادهها و کارکنان مدارس بهسازی فضای روانی اجتماعی مدارس و خانواده و کاهش بروز فرار خانه اثربخش خواهد بود و باید مورد توجه برنامهریزان قرار گیرد.
فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی سال ۱۳۸۶