
صالح اسکندری در سرمقاله امروز روزنامه رسالت نوشت:پيش چشمان ملت سال88 به پايان رسيد، نه ميرحسين دستگير شد، نه خاتمي و نه کروبي. چرا که دستگيري به آنها بها مي داد. زير گذر سياست هر کالايي قيمتي دارد.به نظر مي رسد تکميل و اجراي نقشه جامع مهندسي فرهنگ و مهندسي فرهنگي در برنامه پنجم توسعه موثق ترين نقشه راه سياستهاي فرهنگي در دولت دهم ميتواند باشد.

امروز سران فتنه به حدي در بين مردم طرد شده اند که در هيچ محفل رسمي نمي توانند حضور بيابند. حرف آخر ملت در22 بهمن امسال آب پاکي بود بر تمام معادلات خودساخته اين جريان. اين فضاي مبالغه آميز ممزوج با آخرين متدهاي جنگ رواني که حتي امر را بر برخي از خواص و بزرگان نظام مشتبه کرده بود مانند کف روي آب محو شد. چند ماه پيش وقتي مقام معظم رهبري پيش بيني کردند بزودي چهره واقعي نفاق و تزوير آشکار و مخالفان نظام جمهوري اسلامي در برابر چشمان ملت نابود خواهند شد، کمتر کسي فکر مي کرد اين اتفاق به اين زودي رخ دهد.
دروغ لباس واقعيت مي پوشد اما هيچ وقت واقعيت نمي شود. شايد بتوان در برهه اي دست به جابه جايي افکارعمومي و تعويض دوست و دشمن زد اما نمي توان به استمرار آن دل بست بخصوص در کشوري که آحاد ملت آن هر يک عمار ياسري براي علي زمان خود هستند.
درختکاري در ميدان انقلاب
براي خوردن يک ميوه لازم نيست درخت را از جا درآوريم. به خصوص که درختکاري در ميدان انقلاب بسيار ارزشمند است و به حيات و پويايي نظام کمک مي کند.انقلاب درختان تنومندي دارد که رويشهاي نظام بر شاخسار آنها با رعايت تمام استانداردهاي آفت زدايي ثمرات و برکات زيادي براي نظام و کشور خواهد داشت.
شرکت هاشمي رفسنجاني در مراسم ميلاد حضرت رسول اکرم(ص)که رئيس جمهور هم در آن حضور داشت تاکيد مجدد نظام بر حفظ سرمايه هاي بزرگ خود بود.
هيچ کس نمي تواند پيشگويي کند که يک شخصيت سياسي6 ماه ديگر يا6 سال ديگر حذف مي شود و يا اينکه مي ماند. سياست نظام جذب حداکثري و دفع حداقلي است اما چنانچه کساني خود بخواهند حذف شوند نظام و مردم نمي توانند مانع آنها شوند.
هاشمي ثابت کرد که حذف شدني نيست اگر چه برخي منافعشان در حذف هاشمي باشد. اما در عين حال کسي هم نمي تواند تضمين دهد که ماندن وي مشروط به فرزندانش است يا نيست؟
نقشه جامع فرهنگي
رئيس جمهور ديروز در همايش نمايندگان فرهنگي خارج کشورخواستار ترسيم نقشه جامع فرهنگي در عرصه داخلي و جهاني شد. دولت دهم مهمترين اولويت سياستگذاري خود را در چهار سال آتي مسائل فرهنگي قرار داده و مطمئنا در اين مسير نيازمند نقشه راه است. نوعا اعتقاد بر اين است دولت نهم علي رغم تمام دستاوردها و موفقيتها در عرصه هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي اما استراتژي فرهنگي مشخصي نداشت و در دوره مديريت اجرايي خود نتوانست آسيبهايي را که ميراث نفوذ رگه هاي سکولار در مديريت فرهنگي کشور بوده را بازسازي و ترميم کند.
متاسفانه بايد اذعان کرد در اين دوره و حتي در چند ماه دولت دهم وضعيت سينما، تئاتر، موسيقي و...نه تنها نسبت به دوره گذشته بهبود نيافت بلکه اباحي گري اخلاقي، نهيليسم فرهنگي و قبح شکني ها با شدت بيشتري ادامه يافت و هيچ استراتژي مشخصي براي کالاهاي فرهنگي که با يارانه هاي دولتي توليد مي شدند وجود نداشت.
مقام معظم رهبري در سال81 و در دوره چهارم فعاليت شوراي عالي انقلاب فرهنگي ماموريت مهندسي فرهنگي کشور را به اين شورا محول نمودند و از اين شورا به عنوان مرکز مهندسي فرهنگي کشور، مرکزي بي بديل در مديريت راهبردي فرهنگي کشور در ستاد عالي فرهنگي و علمي دستگاه هاي کشور نام بردند.
به نظر مي رسد تکميل و اجراي نقشه جامع مهندسي فرهنگ و مهندسي فرهنگي در برنامه پنجم توسعه موثق ترين نقشه راه سياستهاي فرهنگي در دولت دهم ميتواند باشد. بدون ترديد دولتي که ثابت کرده است جسارت مدل سازي در عرصه هاي سياسي و اقتصادي را دارد قادر است حرف هاي جدي و نويي در عرصه فرهنگ کشور بزند.
البته راقم اين سطور معتقد است براي يک حرکت فرهنگي بزرگ در کشور بايد مجال مقيد به اصول اما در عين حال فراخي را براي دولت در نظر گرفت چرا که حرکتهاي فرهنگي تاثيرگذار نيازمند خلاقيت، شجاعت، سرمايه گذاري کلان و مطالعات علمي هدفمند است.